یک شام مقوی . خوشمزه و آسون !

داشتم فکر می کردم که کلا انگیزه ام از اولش ازینکه توی وبلاگم دستور غذا گذاشتم چی بوده و پس از مدت کمی تفکر به این سه تا نتیجه رسیدم ..گاهی اوقات و البته خیلی معدود برای هنر نمایی و خودنمایی بوده و اینکه بگم من چقدر باحالم .. خیلی بیشتر ازون برای این بوده که خودم یادم بمونه که تو چه موقعیت هایی چه غذاهایی درست کردم و یه وقتایی برگردم اون ها رو دوره کنم و هم برام مرور خاطرات باشه و هم تجربه هام محفوظ بمونه اولش برای خودم و سومین و مهم ترین دلیلش هم یک دغدغه روزمره در زندگی ما زنهاست که گذشته از روزهایی که مطمئنیم و می دونیم چی می خواهیم برای شام یا ناهار درست کنیم خیلی روزها هزار بار از خودمون و گاهی از این و اون می پرسیم که چی درست کنم .. البته با اینهمه سایت های تخصصی آشپزی و سایت های چی بپزم و چیکار کنم و غیره شاید خیلی ها جواب سوالشونو پیدا می کنن .. اما حس کردم شاید یکروزی غذایی که من به فکرم رسیده و درستش کردم به درد کسی دیگه ای هم بخوره و یا حداقل بهش ایده بده که با توجه به چیزایی که تو خونه داره بتونه برای خانوادش غذایی درست کنه .. شاید یکبار یک مامان خسته که دیگه حوصله فکر کردن به اینکه چی بپزه رو نداره گذارش به اینجا بیفته و توی دلش بگه چه خوب همینو درست می کنم .. 

اینهمه مقدمه برای این بود که یه غذای دیگه رو براتون و البته برای بعدن های خودم بنویسم که هم مقویه هم ساده .. لوبیای پخته !!!

مطمئنم که هیچ کدومتون این غذا رو بلد نبودین و حتی اسمشم نشنیده بودین .. خوب گوش کنین تا یاد بگیرین : 

یک لیوان یا هر چقدر دوست دارین لوبیای چیتی رو بشورین و یک ساعتی بذارین خیس بخوره و آبش رو عوض کنید .. (اگر خیلی وقت ندارین این کارا رو هم نکردین نکردین مهم نیست آب بریزین بذارین بپزه .. یک ساعت .. دو ساعت .. سه ساعت ... فکر کنم پخت دیگه )

زمان پختش کاملا بستگی به محل زندگیتون .. آبی که استفاده می کنین و نوع لوبیاتون داره دیگه خودتون استادین (مثلا زمان پختش با اب معدنی و آب شیر فرق می کنه یا توی شیراز و تهران و گیلان به خاطر درجه رطوبت هوا بشدت فرق می کنه )

از اول نمک نزنین که زودتر بپزه .. اون وسط ها نمک و هر ادویه ای که دوست دارین بزنین .. 

حالا نکته اش کجاس ؟ 

ایناهاش : نزدیکای اخر پخت دو سه مشت یا بیشتر ماکارونی شکلی (مارپیچ یا لوله ای یا صدفی) رو بریزین توی آب لوبیا تا باهم بپزن .. اگر دارین یه کمی ذرت شیرین توش بریزین  .. اگر دارین قارچ توش حلقه حلقه کنین .. و اگر دارین و دوست دارین اخرا هم م یتونین سوسیس رو درشت درشت ریز کنید توش بریزید .. همه اینا با اب لوبیا می پزن .. اگر هم ندارین به نظر من همون لوبیا و ماکارونی عالیه مخصوصا که ماکارونی با آب لوبیا می پزه و خیلی خوشمزه می شه 

نمک کافی و ترشی (مثلا ابلیمو) یادتون نره چون لوبیا برای مزه دار شدن نمک زیاد می خواد حالا که ماکارونی هم دارین .. البته شور نشه ها ..خب بچش خواهر کسی که حواسش نیس !! 

روغن زیتون هم به قاعده یکی دو قاشق غذاخوری از لوازم اصلی  کاره که باید توش بریزین.. نداشتین به نظر من کره هم جواب می ده .. ابلیمو رو زود نریزین که لوبیا ها خیره سر می شن و لج می کنن دیگه نمی پزن حالا بیا و درستش کن !

ماکارونی ها که گنده شد دیگه گازو خاموش کنین و غذاتونو توی یه ظرف خوشگل بریزین و شام رو در کنار خونواده خوبتون نوش جان کنید .. اگر دارین کنارش سبزی هم بخورین ندارین هم بیخیال این غذا همه جوره تکمیله اما اگر مثل ما غذاهای ترش دوست دارین نارنجی لیمویی چیزی کنارش بذارین ..  نکته این غذا اینه که کاملا برای روزهای تنبلی مناسبه و خیلی سیر کننده است 

نوش جان 

(به نظرمن هیچ غذایی کنار این خوراک لازم نیست اما اینجا تنها عکسی بود که از خوراک لوبیا داشتم که خیلی اتفاقی اون شب ساندویچ و سالاد هم داشتیم و تقریبا یک شام مجلل و تشریفاتی شده بود که کمتر پیش میاد .. معمولا هروقت از پارسا می پرسم به نظرت شام چی درست کنم می گه مامان ولش کن همون که ناهار خوردیم رو شام هم می خوریم دیگه .. منم که از خدا خواسته می رم به کارهای دیگه ام می رسم و شام یا حاضری می خوریم یا همون ناهار ظهرو )

--------------------------------------------------------------------------------------

توی دلم دعا می کنم و از خدا میخوام هر غذایی که کنار هم می خورید حتی اگر نون و پنیره دلتون شاد باشه و تنتون سالم .. برای صالح عزیزم و مامان و بابای بی نظیرش دعا می کنم و برای همه اونایی که می شناسم و نمی شناسم ولی درگیر امتحان سخت بیماری هستن .. دعا می کنم که خداوند نگاهش رو از زندگی هامون برنداره .. بحق آبرومندان درگاهش ... 

گردالی های خوشمزه ی من !!

ای من می میرم واسه اینا .. همیشه دلم می خواست خودم درستشون کنم و داغشو با چایی بخورم اما فکر می کردم خیلی کار سختی باشه اما نبود اصلا !! 

دیروز عصری که با صورت نصفه بی حس و لب قلمبه شده از دندون پزشکی برگشتم یهو تصمیم گرفتم دونات درست کنم و کردم !! ایناهاش !!

ادامه نوشته

لذت نانوایی (2)

البته معنیش این نیست که این دومین نونیه که پختیم ها .. تا حالا سه چهارتایی نون پختیم که دستورا و عکساش توی صف موندن که بیان اینجا در ویترین ..

این یک نون عالی برای عصرونه و حتی صبحانه است که بوی عالی و قیافه اشتها اورش ادم رو به وجد میاره

فعلا عکساشو داشته باشین که اسید معدتون حسابی قل قل کنه تا سر فرصت بیام دستورشو بذارم ..


بقیه عکس ها و طرز تهیه این نون های زنجبیلی خوشمزه رو توی ادامه مطلب ببینید ..

ادامه نوشته

پیتزا

چند شب پیشا طبق معمول از پدر و پسر پرسیدم شام چی درست کنم ..

پدر: (مثل همیشه) هر چی !!!

پسر : پیتزا درست کن مامان

این پیتزا هم هیچ چیز خاص و جدیدی نداره کاملا معمولیه خمیرشو هم از اینجا درست کردم که خوب شد ..فقط خواستم محض خودنمایی پیتزامو به نمایش عموم بذارم همین !!

ادامه نوشته

استیک مرغ

دیشب برای افطار این استیکای مرغو درست کردم هم آسون بود هم سریع هم خوشمزه برای افطاری خیلی خووب بود پدر و پسر که خیلی استقبال نمودند !! با تشکر از شف نگین عزیز

اگر سینه مرغ دارین توی یخچالتون حتما امتحانش کنید !

آرزوهای خوردنی من !


بعد از ماه رمضون می خوام به مناسبت روز پزشک (آخه نزدیک ترین مناسبته ) این کیکو درست کنم !! یه بارم این نون میان پر درست می کنم ... و حتما یه بارم این نونای ماستی رو

این دو خطو نوشتم رفتم خوابیدم بیدار شدم دیدم خط زیر اضافه شده !!!!!!!!

ممنون شما همون گوشی ما رو پیدا کن دو جفت جورابم بخر کافیه !

-----------------------------------------------------------------

نون های ماستی رو درست کردم :


ادامه نوشته

لذت نانوایی!

اینم اون نونای خوشمزه ای که پخته بودم . فعلا عکساشو ببینید آب از لب و لوچتون چیکه چیکه کنه بعدا میام دستورشو می ذارم

گفتم تا بیشتر از این هدف ناله و نفرین دوستان قرار نگرفتم بیام این دستورو بذارم تا نابود نشدم محو نشدم از روی زمین ..  اما آی دهنتون آب افتاد ها .. هی هی هی ! تشریف ببرید ادامه مطلب :

ادامه نوشته

کیک کاکائویی خیلی خوشمزه !


اگر شماهم مثل من عاشق کیک کاکائویی خیلی پر کاکائو و سیاه رنگ با بافت نرم و خیس و مزه عالی هستین حتما این یکی رو درست کنین که خداییش هم خیلی اسونه و حتی تنبل ها هم می تونن براحتی درستش کنن نمی خواد همزن هم در بیارید همون با دستتون هم بزنید کافیه 

دستورشوم از همون جای قبلی گرفتم یعنی وبلاگ شف جولیت .... یعنی هر تیکه که می ذاشتم دهنم کیف می کردم .. یه سس خیلی ساده هم برای روی کیک یاد داده که حتما روش بریزید ..

کیک سیب


این کیک سیب فوق العاده رو ازینجا درست کردم .. خیییییییییییییییییییییییییلی لذیذ بود .. مدتها بود دلم می خواست کیک سیب یا پای سیب درست کنم


وبلاگ پسرکم به روز شد

بیف استراگانف

مدتی پیش که خیلی دلم گرفته بود و حوصله ام سر رفته بود ش ا م ای ر ان ی رو گرفتم و دیدیم قسمت رامبد جوانشو

از همونجا دلم خواست که بیف استراگانف درست کنم که خوب گوشت گوساله نداشتیم .. و بالاخره دیشب که همه موادشو توی خونه داشتم درست کردم و خیلی هم خوشمزه شد

دستورشو سرچ کردم توی اینترنت و از روی پنج تا دستور مختلف ایده گرفتم و خودم هم یه چیزایی بهش اضافه کردم که حالا توی دستورش می ذارم

برای یه شام فانتزی خوبه امتحان کنید

ادامه نوشته

لذت میوه خشک درست کردن

چند شب پیش ها شبکه تهران برنامه به خانه برمی گردیم آقایی که آشپزی می کنه داشت میوه خشک درست کردن رو یاد می داد و گفت که روی بخاری خیلی خوب می شه .. خیلی دلم خواست که منم درست کنم

دیشب که با مامانم حرف می زدم گفت که داره کیوی حلقه می کنه برای خشک کردن که من دوباره یادش افتادم . به پارسا گفتم میای باهم میوه خشک درست کنیم .. اونم با خوشحالی گفت اره مامان میام

رفتیم از توی یخچال هرمیوه ای داشتیم یکی دوتا اوردیم .. به . سیب .. پرتقال و موز

ریز ریز کردیم .. یه فویل الومینیومی گذاشتیم روی بخاری و روش هم یه پارچه گذاشتیم و تیکه های میوه ها رو روش چیدیم .. بعد از مدتی بوی عطر کیک سیب پیچیده بود توی خونه که خیییییییییییییلی عالی بود

امروز صبح کلی میوه خشک خوشمزه داشتیم .. امتحان کردنشو از دست ندین !!

فقط باید هر از گاهی میوه هارو پشت و رو کنین که نچسبه .. مخصوصا موز ها .. قید پارچه رو هم بزنید چون خیلی سیاه و قهوه ای می شه .. روی رادیاتور هم می شه

تبدیل پیمانه ها

این پست برای زهرا و گلناز عزیز و بقیه دوستانیه که مثل خودم مشکل گرم و پیمانه دارن

اینم بگم که از توی مجله هنر آشپزی پیدا کردم خدا اجدادشونو بیامرزه 

یک لیوان آرد ........................    150 گرم

یک لیوان شکر .....................     230 گرم

یک لیوان کشمش ............... 180 گرم

یک لیوان پودر قند ................  160 گرم

یک لیوان پودر نارگیل ............ 90 گرم

یک لیوان روغن مایع............... 220 گرم

یک لیوان ماست .................. 200 گرم

یک قاشق سوپخوری آرد ........... 10 گرم

یک قاشق سوپخوری شکر ....... 12 گرم

یک قاشق سوپخوری پودر قند ........ 10 گرم

یک قاشق سوپخوری نشاسته ذرت ...... 7 گرم


من خودم لیوانم از همین دسته دارهای عادیه که همه می شناسن و اندازه ها هم خوب درمیاد باهاش .. دیگه برای بدست اوردن بقیه مقادیر هم که همه دوستان می دونن باید یه تناسب کوچولو ببندن

راستی یه کشفی کردم که نشاسته ذرت همون آرد ذرته .. اینو هم توی مجله آشپزی نوشته بود

یه راستی دیگه اینکه مجل هنر آشپزی بهمن ماه رو بخرین .. شماره صدم اش هست باید چیز جالبی باشه


کیک موز و هویج

این کیک رو هم که از توی مجله آشپزی پیدا کردیم خیلی آسون بود و خوشمزه پیشنهاد می کنم یک بار درستش کنین می ارزه

ادامه نوشته

هنر مندی های منو پسرم

داشتن پسرکی که عاشق همزدن مایه ی کیکه و همسری که خیلی کیک هایی که ما پخته می کنیم رو دوست می داره به من هم انگیزه می ده که تند تند کیک و شیرینی درست کنم و چون خودم هم دوست دارم همیشه توی خونه شیرینی تازه باشه دیگه کمتر از قنادی شیرینی و کیک بخریم و دست پخت خودمان را بخوریم و این طوری هم سالم تره هم خیلی حال می ده مخصوصا اون قسمتش که می بینی کیکت داره توی فر کم کم پف میکنه و میاد بالا و بوی کیک داغ همه اتاقا رو پر می کنه 

در همین راستا بود که هفته پیش از توی مجله آشپزی یک نون شیرینی مربایی درست کردیم که برای آب کردن دل شما دوستای گلم عکساشو میذارم اینجا .. خیلی وقت بود که کمتر از یک استکان مربای توت فرنگی توی فریزرمون مونده بود و وقتی این شیرینی رو توی مجله دیدم خیلی دلم خواست درستش کنم با اینکه خودم شیرینی های مربایی و مارمالادی رو دوست ندارم ولی قیافه اشتها بر انگیزی داشت و واقعا هم خوشمزه بود خیلی هم درست کردنش راحت بود 




ادامه نوشته

دو تا غذای کدویی!

حالا که فصل کدو حلواییه و ما هم به لطف باغ بابابزرگ پسرک یک کدوی خیلی خیلی گنده توی خونه داریم که هرچی می خوریمش زیاد می شه که کم نمی شه و اصلا هم خیال تموم شدن نداره و ادم رو به چه کنم چیکار کنم چی باهاش درست کنم می اندازه گفتم بد نیست دو تا از غذاهایی خیلی خوشمزه ای که باهاش درست کردم رو اینجا بذارم شاید که یک روزی به درد کسی خورد .. اگر هم نخورد یه وقتی در اینده اگر باز هم یک کدو داشتم که نمی دونستم باهاش چیکار کنم بیام و توی ارشیو وبلاگم پیدا کنم که یه وقتی باهاش چیکار کرده بودم

و اما غذای اول که کدو پلو هست و اصلا من دراوردی نیست و در مازندران مخصوصا شرق مازندران غذای محبوبی هم هست و چون شیرین هست برای کسانی که غذاهای شیرین رو می پسندن جالبه و بهترین نکته اش اینه که مرغ و گوشت نداره و برای روزایی خوبه که یخچالتون پر از خالیه

مواد لازم

کدو

شکر

پیاز

روغن

برنج

اندازه ها رو ننوشتم چون کاملا اختیاری هستن .. اول پیاز رو خورد کنید و توی کمی روغن تفت بدین تا طلایی رنگ بشه .. کدو هارو که از پوستش جدا کردین به شکل مکعب مکعب ریز کنید .. خیلی ریز نباشند که زود بپزن و له بشن مثلا اندازه ی چی بگم ؟؟!!!! .. اهان مثلا حبه قند های درشت

و به پیاز ها اضافه کنید خیلی هم نزنید که کدو ها له بشن .. البته بستگی به جنس کدو هم داره یک کدو می بینی درشو هم بذاری بری نیم ساعت دیگه بیای هنوز نپخته بعضیاشونم خیلی خیلی زود می پزن و له می شن .. شکر رو هم اضافه کنید و مقدار شکر هم کاملا بستگی به این داره که چقدر کدو شیرین باشه .. بهر حال معمولا شکر زیادی می بره چون باید برنج هم باهاش شیرین بشه اما خوب زیادم نباشه که دل ادم رو بزنه دیگه خودتون استادین

و همین طور زرد چوبه فراوووووووووووون و کمی هم فلفل .. وقتی کدوها نیم پز شدن دیگه خاموش کنید اگر به اب افتاد شعله رو زیاد کنید تا ابش تبخیر بشه و یا ابش رو خالی کنید

برنج رو هم می تونید کته بذارید هم ابکشی .. اگر ابکشی هست که وقتی ابکش کردید یه کمی برنج یه کمی کدو بریزید و می تونید ته دیگش رو هم برش های نیم سانتی از کدوی خام بذارید که جالب می شه

من که زیاد حوصله برنج ابکش کردن ندارم  کته درست می کنم که احتمالا خاصیت بیشتری هم داره .. یعنی برنج رو با کمتر از یک بندانگشت اب می ذارم بپزه (نمک یه کمی یادتون نره ) بعد که ابش تبخیر شد مایه رو قاطیش می کنم اروم هم می زنم و دم کنی می ذارم تا اروم بپزه ..

من از دیروز یکی دو تیکه مرغ از خورشم مونده بود که رشته رشته کردم و با مایه ی کدو ریختم لای پلو اما معمولا این غذا مرغ و گوشت نداره و با نیمرو و ترشی لیته خورده می شه .. اگر دوست ندارین کدوها درشت باشن می تونید اونها رو رنده هم بکنید و مثل هویج پلو درست کنید

عکسش رو در اولین فرصت می ذارم 

غذای دوم که تقریبا من دراوردی هست و البته ممکنه دستورش موجود باشه و من بیخبر باشم و اون رو هم امشب خیلی جسورانه پختم با این شعار که اگر چیز به درد نخوری شد تهش اینکه می ریزیم دور اما خیلی خیلی عالی شد بهتر ازونی که فکر می کردم واونقدر لذیذ بود که دلم خواست فردا هم درست کنم

مواد لازم:

کدوی پخته شده و پوره شده (به اندازه ی یک کاسه ی ماست خوری پر)

سیر (4-5 حبه)

گردو ( خرد شده و یا اسیاب شده دو قاشق غذاخوری)

کشک (دو سه قاشق غذاخوری پر)

نعناع خشک

روغن

اول کمی روغن توی ماهیتابه بریزید و سیر های رنده شده یا له شده رو توش تفت بدین .. کمی که سرخ شد کدوها رو اضافه می کنیم و تفت می دیم .. اگر دوست دارید کمی هم ادویه مثل فلفل و نمک زردچوبه هم اضافه کنید .. اب کدوها که تبخیر شد گردو ها رو هم اضافه کنید و کمی تفت بدید و بعد هم کشک رو بریزید و نعناع خشک رو و هم بزنید تا به غلظت کشک بادمجون برسه

شکل این غذا دقیقا مثل کشک بادمجون هست اما به نظر من خیلی لذیذ تر هست و دهن رو هم نمی سوزونه چون بادمجون نداره ..

میزان کشک هم بستگی به خودتون داره که کم و زیادش کنید

به امتحانش می ارزه .. داغش خیلی خوشمزه است ..


دسر کاکا رو هم که قبلا توی همین وبلاگ گفتم و یک دسر گرم و عالی برای غروب های زمستونه و یا حتی خوراکی بچه ها برای مدرسه

سمبوسه +سیب زمینی های زاپاتایی

دیشب یه شام خوشمزه درست کردم اومدم تندی دستورشو اینجا بذارم و برم برای ناهار امروز یه فکری بکنم 

سمبوسه +سیب زمینی های زاپاتا

مواد داخل سمبوسه: سیب زمینی پخته یک دونه بزرگ .. هویج پخته یدونه بزرگ .. تخم مرغ پخته یدونه .. تن ماهی یک عدد .. 

اول تن ماهی رو بدون اضافه کردن روغن (با همون روغن خودش)با کمی سیرو پیاز کمی توی ماهیتابه تفت دادم بعد مواد رنده شده بالا رو بهش اضافه کردم + یک مشت جعفری خشک شده +دو ورق پنیر پیتزا + نمک و فلفل و دارچین و زرد چوبه و سماق و کمی آبلیمو 

اولش فکر کرده توی فریزر کلی خمیر پیراشکی دارم اما دیدم ای وااااااااااااااااای فقط سه تا دونه هست .. مواد رو لای همون سه تا گذاشتم و سرخیدم و برای بقیه مایه هم از توی فریرز نون لواش دراوردم و سعی کردم شکل سمبوسه بپیچم و سرخ کردم که خیییییییییییییلی خوشمزه شد ازونایی که توی خمیر پیراشکی بودن هم بهتر شد 

حالا بریم سراغ سیب زمینی ها 

نمی دونم اگه در تهران هستید تا حالا ساندویچ ها و سیب زمینی های زاپاتا رو خوردین یا نه .. دو سه سال پیش که ما اخرین بار خوردیم هنوز خیلی خوشمزه بود و اینقدر ساندویچش بزرگ بود که نمی شد یکیشو به تنهایی خورد (سه راه سهرودی)

بعد از خوردن سیب زمینی هاش فکر کردم نباید درست کردنشون سخت باشه و همین طور هم بود و در اولین تلاشم عین اونا رو تونستم دربیارم 

چندتا سیب زمینی بزرگ انتخاب کنید و اونا رو بعد از شستن نیم پز کنید نباید خوب بپزه و شل بشه .. بعد که سرد شد پوست بکنید و برش های بزرگ و دراز بزنید و توی روغن با شعله ملایم سرخ کنید 

و اما سسش که خیلی خوشمزه اش می کنه : کافیه سه تا سس مایونز و کچاب و خردل رو به میزان مناسب با هم مخلوط کنید مایونز بیشتر .. کچاب کمتر و خردل خیلی کمتر 

از سمبوسه ها عکس ندارم 

 

حلوای کاکائویی با شیر

اینقدر این چند روز دلم حلوا می خواست که داشتم می ترکیدم .. هی مجله اشپزی خریدم و عکس حلواها رو نگاه کردم .. شونصد تا صفحه تو نت باز کردم با هزار شکلو مدل حلوا .. ای که چقدر دلم میخواست زنگ خونه رو بزنن و یه بشقاب حلوا برامون بیارن .. چقدر دعا که نمی کردم به ارواح امواتشون اونوقت .. اما خوب خبری نشد

دیروز دل رو زدم به دریا و همه ارد بوداده اای که تو یخچال داشتم واسه روز مبادا ریختم توی قابلمه و یه قالب هم کره روش !!

هنوز نمی دونستم می خوام چیکار کنم .. از آقای همسر هم پرسیدن که مثل همیشه نتیجه ای نداره چون یا می گه هرچی راحت تره یا می گه هرچی دوست داری!

حال و حوصله شیره درست کردن رو هم نداشتم .. تو این مدت هم هزار جور دستور حلوا خونده بودم که همه توی مغزم می چرخیدن 

یه قالب کره کم بود یه کمی هم روغن کنجد مایع ریختم .. یادم افتاد که زعفرون کم دارم و ممکنه برای مهمونی هایی که شاید تا اخر ماه رمضون بخوایم بدیم کم بیاد

پودر کاکائو رو از توی یخچال دراوردم و دو سه قاشقی ریختم توی ارد در حال سرخ شدن .. اینقدر که سیاه شد

قوطی شکر و هم اوردم و نصفشو خالی کردم توی ارد ..

کنار دستم دیگ شیری بود که ظهر همسر جان خریده بود و جوشونده بودم و حالا گذاشته بودم خنک بشه تا بذارم یخچال .. فکر کردم حلوا که همچین خاصیتی نداره بذار بجای اب توش شیر بریزم که اگر پسرک خورد دو زار کلسیم هم توش باشه

این شد که دو سه لیوان شیر خالی کردم توی ارد سرخ شده .. و یه کمی گلاب که خوشبو بشه ..

و هم زدم تا از ظرف جدا شد !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

به نظرم اومد چیز قابل خوردنی نشده و کلی ارد و شکر رو حروم کردم الکی .. با زبون روزه هم که نمی شد بچشی ببنی چی شده

با نا امیدی یه ظرف کشیدم و روش کنجد و پودر نارگیل ریختم و گذاشتم سر سفره افطار

پسرک تا ظرف حلوا رو دید اومد نشست کنار سفره و گفت مامان من ازینا می خوام ... هنوز اذان نشده بود که خودم اول پیشمرگش بشم .. با ترس و لرز یه قاشق چایخوری ورداشتم و گذاشتم دهنش .. بازم بده .. بازم بده .. و نصف ظرف رو خورد ..

بعد از اذان هم آقای همسر استقبال خوبی کرد و کلی ازش خورد طوری که جرات کردم یه ظرف هم بکشم و برای همسایه ببرم ..

خلاصه اینکه بد نشد و انگار خوب هم شد این حلوای شیر با کاکائو .. امروز پسرک بجای صبحانه یه کاسه خورد !

کاچی .. و هوای خوب

این مدت که چیزی ننوشتم بازدیدای وبلاگم سر به فلک زده .. یعنی فکر کن هی این ملت مشتاق میان می بینن اینجا سوت و کوره .. خودم باشم حرصم می گیره اگر لطف کنم و از لیست پیوندهام حذفش نکنم می ره جزو وبلاگ های متروکه که دیگه ماه تا ماه بهش سر نمی زنم .. دیگه به خاطر طرفدارهام که شده خودمو هل دادم اینجا که یه پست جدید بذارم 

اول بگم که اینجا هوا هوای بهشته .. تا آفتاب گرم تیر ماه برنگشته و رفته مهمونی بدوئین بیاین یه کم نفس بکشین توی این هوای خنک بارونی .. درست شیبه رویاهاست .. شبها با صدای نرم بارون می خوابیم صبح هم با بوی خیس طراوت زمین بارون خورده و صدای چلچله ها بیدار می شیم باد خنک هم هی فوت می کنه به پرده هامون و تا وسط هال میان .. خلاصه هوا شبیه همه چی هست غیر از 13 تیرماه !!

توی این مدت که ننوشتم پسرکمون 21 ماهش هم تمام شد .. حالا دیگه مثل خودمون حرف می زنه .. دوست داره تا می تونه جمله های بلند تر بگه ... عاشق کلمه ها و فعل های اشتباهی بچه ها توی این سن هستم اما این وروجک کمتر اشتباه می کنه .. عاشق کتابه و اکثر کتاباشو باهم از حفظ می خونیم .. گاهی که با خودش بازی می کنه می بینم کتابی رو ور می داره و تیکه تیکه هایی که یادش میاد رو توی هر صفحه خودش می خونه 

  آقاهه یه کیسه آورد

 کوکویی (کاکلی همون مرغ معروف فلفلی هستن ) رو گفرت (گرفت ) و برد (اینم کشیده بخونین )

بعد ففیی داد زد(اینجا عین فلفلیه توی کتاب دستاشو می ذاره دو طرف دهنش و ادای داد زدن در میاره )آهای مرغ کوکویی کجایییییییییی؟اما نئومد  (اما جواب نیومد )

دلم می خواد من بشینم اون برام کتاب بخونه !

یه مدته علاقه زیادی به عکس برگردون چسبوندن داره منم کلی دارم تو خونه هی بهش می دم می بره اینور اونور می چسبونه بعد باز می کنه باز یه جای دیگه می چسبونه و اینقدر اینکارو می کنه که از چسبش دیگه چیزی نمی مونه بعد میاره می ده به من می گه   خباب شد ایکی دیگه بده 

دیروز داشتن طبق معمول هرروز که باباش از سر کار میاد خونه فوتبال بازی می کردن (فوتبالشون هم یه مدل خنده داریه که هی خودشونو می اندازن زمین و قل قل می خورن و غش غش می خندن ) بعد به باباش می گه بابا اینکارو نکن اینکارو نکن .. حالا کدوم کارو میگفت و این جمله رو کی یاد گرفته بود نمی دونم 

خدایا شکرت 

.. 

یکی از دوستای گلم می خواست بدونه که کاچی چطوریه ؟ توی خونه ما خیلی طرفدار داره و وقتی که درست می کنم انقدر نمی مونه که توی ظرف خالی کنم .. گاهی هم به خودم چیزی نمی رسه همه رو پدر و پسر می خورن و کیفش به من می رسه 

ارد بو داده دو قاشق غذا خوری - کره پنجاه گرم یا اگر خواستین بیشتر - شکر به اندازه آردتون باشه خوبه- پودر زعفرون هم هر قدر دوست دارین رنگ بده 

ارد و کره رو باهم تفت بدید و خوب که مخلوط شدن و یه تفتی خوردن یک لیوان بهش اب اضافه کنید اگر دیدید یک لیوان کمه می تونید به میزانی که دوست دارید کاچی شل باشه بیشتر اب بریزید .. بعد هم بزیند تا یک دست بشه و شکر و زعفرون رو هم بریزید و هم بزنید هروقت به غلطت دلخواهتون رسید از روی شعله بردارید .. شعله هم نباید زیاد باشه می سوزه .. 

من ارد بوداده توی یخچال دارم و از همون استفاده می کنم  حتما اول ارد رو به تنهایی روی شعله حرارت بدین یه مدتی چون حتما باید ارد یه مدتی بوداده بشه تا بقول قدیمی ها خامی اون گرفته بشه اما قهوه ای و سیاه نشه فقط رنگش از سفید به شیری یا کرم تغییر می کنه  

عکس هم فرصت شد بعدا می ذارم 

-----------------------------------------------

از سری کتاب های کلید ها دنبال کلید های رفتار با کودک دوساله بودم که هر جا رفتم تموم شده بود و عوضش دوتا دیگه از این سری رو خریدم "کلیدهای پرورش فرزند شاد " و " کلید های پرورش استعداد در کودک"

الان هروقت وقت داشته باشم که ندارم دارم کودک شاد رو می خونم و گاهی هم نکاتی ازش رو اینجا می نویسم شاید که به درد کسی بخورد کوچولو کوچولو هم می نویسم که وقت خوندنش رو داشته باشید 

در ادامه مطلب بخوانید  



ادامه نوشته

آب سبزیجات سن ایچ

یکی دو روز پیش از فروشگاه رفاه یه آبمیوه خریدیم (آقای همسر ورش داشت ) آب سبزیجات سن ایچ

روش عکس کرفس و گوجه و هویج و اینا داره .. دیروز تشنه ام بود رفتم درشو باز کردم ریختم تو لیوان دیدم اصلا چیز قابل خوردنی نیست .. یه آب قرمز غلیظ شور و بدمزه .. انگار که رب گوجه رو با اب کرفس و لبو قاطی کرده باشی ..

برای ناهار مرغ گذاشته بودم سرخ بشه .. مرغا که سرخ شد به ذهنم رسید که به جای آب بهش اینو اضافه کنم .. با یه کمی نمک و ترشی و یکی دو لیوان از همونا که گفتم ......... اگر بدونین چه خورش عالی و خوش رنگ و خوشمزه ای شد .. حیف که دیگه عکس نگرفتم

ظهر آقای همسر کلی التماس کرد که بگو توش چی ریختی ؟ 

شب هم یه سوپ جو با شیر درست کردم بازم یاد اون ابمیوهه افتادم یک لیوای ریختم توی سوپ... سوپ سفیدم صورتی شد اما عوضش مزه اش خیلی بامز ه شد .. یک کمی هم البته بهش ابلیمو زدم .. چیز جالبی بود کلا اما اصلا نمی شه خالی خوردش .. اگر هم واقعا اب همون سبزیجاتی که عکسشو داره باشه که من بعید می دونم اونوقت تازه چیز مقوی ای هم هست ..

اینو گفتم شاید دلتون خواست امتحانش کنین


عدس پلو

یه روزایی می شه که اصلا حوصله مرغ و گوشت و ماهی نداری.. یکی از غذاهایی که تو این مدل روزا به مخم می رسه که درست کنم عدس پلوئه

یه بار توی یه وب دیدم اینکارو کرده بود : جدا توی یه ظرف دیگه پیاز داغ و سیب زمینی های نگینی یا کمی درشت تر رو باهم با نمک و زردچوبه تفت داده بود بعد که عدس پلو رو کشید توی ظرف اون رو مثل روکش غذا روش ریخته بود که هم خیییییییییییییییییلی خوشمزه می شه هم قشنگ و اشتها آور .. حتما امتحان کنید .. یه خیار ماستم کنارش بذارین که عالیه .. خانواده ما که دوست می دارند