عیدانه !
دچار مرض بی خوابی شدم یه مدته !مثل اون فیلمه که تا حالا 600 دفعه نشون دادن .یه مرده هست که خیلی خوابش میاد اما به خاطر ذهن شلوغ و پلوغش نمی تونه بخوابه .. پریشب که با پارسا 3 رفتیم تو رختخوا ب دیگه تا خوابم ببره نیم ساعتم طول کشید .. حول وحوش 6 پاشدم واسه نماز چه نمازی هم خوندم چشم بسته اما خواب دیگه از سرم رفت هر چه کردم تا 9 تو رختخواب وولیدم فایده ای نداشت عصر هم که پسرک عمرا بذاره من چرتی بزنم دیشب هم اینقدر دیر خوابید و توی خواب نق نق کرد که هیچ وقت خوابم عمیق نشد و همش انگار الکی بود فقط سرم روی بالش بود .. یه اخلاق گندی هم دارم برای خواب مراسم دارم .. نیم ساعت طول می کشه که چشمام گرم بشه اگر توی اون نیم ساعت به هر دلیلی بیدار شم یا بیدارم کنن بعضیا(پدر و پسر)!! دیگه عمرا حالا حالاها بتونم بخوابم و در نتیجه سر درد می گیرم و از زور خواب گیج .. خلاصه اون نیم ساعت 40 دقیقه اول خیلی مهمه و با کوچیکترین صدایی هم می پرم از جام !!
اینقدر حسودیم می شه به آقای همسر که هر وقت اراده می کنه هنوز سرشو روی بالشش جاگیر نکرده از صدای نفسش معلومه که خواب پادشاه سومی رو هم تموم کرده !حتی اگر وسط خواب تلفنش زنگ بزنه پاشه جواب بده بازم می تونه سریع بخوابه بعدش !جل الخاااااااااالق !!
خوب بگذریم .. زیادم بد نشد که نخوابیدم چون کلی کار ریخته سرم باز خونمون چند ساعت قبل از سفر کن فیکونه !
راستی عید شما چیکاره این ؟خانه تشریف دارید و مهمونی بازی می رین؟ مسافرت می رید؟ آیا به کجا؟مرسی ازینکه میاید جواب می دید و حس کنجکاوی مایل به فضولی منو مرتفع م یکنید !
و اما ما !! راستی گفته بودم که از عید و تمام مراسمش بدم میاد ؟؟ الان گفتم ! بدم میاد و بهمین دلیل هر سال همین موقع ها مورد سرکوفت ها و انتقادات شدید همسرم قرار می گیرم تا خود 13 هم !! فقط از یه قسمتش خوشم میاد اونم تعطیلات طولانی و مسافرته !
پارسال هفته اول رو تهران بودیم که خوب ازونجایی که خانوادم هم بمانند خودم با مراسم عید رابطه ی خوبی ندارن اصلا به اقای همسر که بسیار زیاد مقید به هر چه با شکوه تر برگزار کردن عید نوروز می باشند خوش نگذشت ! هفته دوم رفتیم ساری نزد خانواده شوهر و به دید های مسخره (بازدید نداشت دیگه ) به خانه فک و فامیل گذشت که خدا رو شکر زیاد هم نداریم یا اگر داریم اهل رفت و امد نیستن !
امسال ازونجایی که ما خانواده ای هستیم خییییییییییییییلی عدالت مدار تصمیم گرفتیم عکس پارسال بریم همون تهران و ساری منتها معکوس .. من خیلی دلم می خواست که یه مسافرت متفاوت بریم مثل اون سال که باهم رفتیم بوشهر و خیلی خوش گذشت اما راستش با بچه ای که هنوز جیششو نمی گه شاید زیاد بهمون نچسبه و برنامه ای براش نریختیم !
مامان اینها زنگ زدن که اوایل تعطیلات عازم مشهدن و مام گفتیم که حالا که اونا هم اونجا هستن چه خوب می شد اگر مام می تونستیم بریم چون اخرین بار که رفتیم پارسا یکساله بود و چیز زیادی یادش نمیاد .. هر از گاهی هم توی خونه به باباش می گه بابا این شالله یه روزی ما رو ببر مشهد !! خلاصه زنگ زدیم و دیدیم بلیت هست و برنامه هامون کمی تغییر کرد بصورت ساری .. تهران .. مشهد .. تهران .. خونه !! و اگر خدا بخواد امروز عازم ساری هستیم ! مثل همیشه هم خونمون بازار شامه پسرک هم اینجور موقع ها که کار داره از سرو کله ام می ریزه هوس می کنه تمام اسباب بازیهای ته تهای کمدش رو که مال نوزادیش هم بوده بیاره بریزه وسط هال بازی کنه !! یعنی الان که ساعت 7 صبحه و ما قراره ناهار رو زود بخوریم و بریم تو جاده خونمون خیلی وضعیت باحالی داره .برای راه رفتن باید اول برنامه ریزی کنی که پاتو کجاها می تونی بذاری روی زمین ! روی اپن اشپزخونه هم دیگه جا نیست یه قاشق بذارم !!
این بود از احوالات ما در این اخر سالی و اگر خدا بخواد در سال جدید !
تازه یه مطلب مضحک اینه که موقع بستن بارها دیروز متوجه شدم که مانتویی که بشه در مهمونی های مزخرف عیدانه پوشید ندارم !! هی هی هی ..
راستی یه خواهش ازتون دارم .. خواهش اخر سال:
دلم می خواد بدونم با خوندن وبلاگ من چه حسی بهتون دست می ده ؟ یعنی غمناک می شید؟ خووشحال می شید ؟ به نظرتون مسخره اس؟ بی مزه اس؟ پر انرژیه ؟انرژی منفیه ؟ خسته کننده اس؟ برایند نوشته ها چیه ؟چرا به اینجا سر می زنید ؟
خواننده هایی که منو می شناسن که هیچ اونایی که نمی شناسن از نزدیک به نظرتون شخصیت نویسنده این نوشته ها چه طوریه ؟ برداشتتون از ادمی که پشت این نوشته هاست چیه ؟ چون من خودم حتی برای ظاهر اونایی که وبلاگاشونو می خونم تصوراتی دارم توی ذهنم
ازتون می خوام رک بگید بدو خوب را بگید و از تعریفات الکی بپرهیزید ! اصلا و ابدا هم فکر روحیه منو نکنید که ممکنه افسرده بشه دست به خودکشی بزنم یا بیخیال وبلاگ نویسی بشم (چرا خودمو بکشم میام هر کی نظرش مورد پسند قرار نگرفت رو از صحنه روزگار حذف می کنم یا لینکشو از توی دوستام پاک می کنم .. بعد ببینم کی جرات داره چی بگه ؟؟!)
سر فرصت هم بنویسین ها نه عجله ای و محض رفع تکلیف !!!!(تکلیفو داشتین ؟؟!!)
منتظر نظرات واقعی تون هستما !! عید و تعطیلات خوبی داشته باشین دوستای گل !! من برم یه خاکی به سر خودم و خونه بریزم



