باز هم تنهایی!!!!!!!!
باز هم خانم همسر رفتن تهران و من موندم و خونه بی حوضم!!
این دفعه خیلی نامردی بود آخه اصلاْ قرار نبود خانم همسر بره اما امان و صد واویلا از این دانشگاه.![]()
از همین الان خیلی دلم گرفته و تنگه!خیلی هم روزهای بی همسری دیر و سخت می گذره!![]()
البته بازم خدا رو شکر!![]()
![]()
![]()
+ نوشته شده در یکشنبه پنجم خرداد ۱۳۸۷ ساعت 21:39 توسط وفا!
|