یه روزی که اوقاتش تلخ بود و بیخودی جیغ و داد می کرد و هر چی بهش می گفتم  داد می زد یه شکلات از توی کمد اوردم و گفتم صبر کن می دونم چیکار کنم که خوش اخلاق بشی ..باید شکلات شادی بخوری ! با تعجب نگاهم کرد و منتظر و هاج و واج ایستاد تا شکلات شادی رو بیارم .. یکی از همون شکلاتایی که می دونستم دوست داره رو بهش دادم و گفتم  این شکلات شادیه هر بچه ی بداخلاقی که اینو بخوره شاد و خوشحال می شه .. دیگه داد نمی زنه و مامان باباش خیلی بیشتر دوسش دارن

شکلاتو با علاقه خورد و یه کمی فکر کرد بعد پرید و اومد گفت مامان ببین خوشحال شدم !!

گاهی میاد می گه مامان الان بداخلاقم یکی ازون شکلاتای شادی بده شاد و خوش اخلاق بشم