رفرش می شویم
این کارو دوست دارم .. احساس می کنم دکمه رفرش رو می زنم .. یه بار دیگه از اول زندگی می کنیم .. همه چی عوض می شه ..بخاری ها جمع می شن .. دکور خونه عوض می شه ..هوای گرمو دعوت می کنیم و اماده منتظرش می شینیم تا برسه .. تا اومدنش پنجره هارو باز می کنیم و از هوای بی نظیر بهار لذت می بریم ..
هر بار که لباس فصل گذشته رو بسته بندی می کنم با خودم فکر می کنم آیا اینقدر عمر خواهم داشت که باز هم بیام سراغ این بقچه ها و لباساشو بچینم .. و دعا می کنم که اینچین باشه .. برای همه
---------------------------------------------------------
حالم خوب شد و ممنونم از دوستایی که براشون مهم بودم .. امروز اینقدر خوب بودم که کل خونه رو زیر و رو کردم و عین ای کیو سان سابیدم و جای مبل ها رو عوض کردم و یه دکوراسیون متفاوت ایجاد کردم و ناهار کباب تابه ای پختم با سس گوجه ی خونگی و کته و یخچالو تمیز کردم و .... الان هم خورد و خمیرم اما بازم دلم می خواد پاشم کارکنم ..
چقدر دلم واسه فیزیک تنگ شده .. برای فرمول های مغناطیس و گشتاور های مکانیک و مدار های منطقی و اثر ریمان و کیهانشناسی دکتر نوری و سرو کله زدن با سری فوریه و انتگرال های چندگانه و فوتون و گراویتون و بوزون و نوترون بی خاصیت و حتی اصل مزخرف عدم قطعیت هایزنبرگ و اتم هیدروژی برانگیخته و معادله شرودینگر ....
اما می دونم اینا چیزی نیست که من بتونم با کار خونه و پسرکی که در دقیقه 5663367بار می گه مامان و به کتاب خوندن من هم حساسیت داره و همسری که همیشه امتحان داره یا سر کاره و محیط خونه باید برای استراحت یا درس خوندنش اماده باشه و ... روشون تمرکز کنم ..
شاید اگر روزی خواستم درس بخونم برم سراغ رشته ای که پیچیدگی های فیزیک رونداشته باشه .. یا برم سراغ آروزی دیرینه ام یعنی یاد گرفتن چند زبان اصلی که همیشه دنبالش بودم و هستم