اعتراف می کنم که دلم برای زندگی توی تهران تنگ شده .. برای زندگی شلوغ و پر جنب و جوشش .. برای ایستگاه های مترو .. برای اتوبوس سواری ها .. برای فروشگاههای بزرگ که هر چی می خوای و نمی خوای توش پیدا می کنی و با محدودیت انتخاب مواجه نمی شی .. برای لباس فروشی های ولیعصر .. برای کافی شاپ های دنج .. برای کتاب فروشی های انقلاب که توی هفت سالی که دانشگاه می رفتم کمتر روزی بود که موقع برگشت یه گشتی توی مغازه های کتاب نزنم  .

دلم آرامش شهر کوچیکمونو نمی خواد .. روزهای طولانی ای که انگیزه ای برای بیدار شدن ندارم و پیدا کردن راهی برای سرگرم کردن پسرک دغدغه بزرگمه .. دلم زندگی توی تهران می خواد ..