هربار  که می ایسته و شلوارش رو براش می پوشم یاد آرزوی چند ماه پیشم میافتم .. هر بار که شلوارشو به سختی تنش می کردم توی دلم و گاهی که آقای همسر بود بلند می گفتم یعنی می شه یه روزی جلوم وایسه و من شلوارشو بپوشم براش ؟؟

خدایا چطوری بگم که از شکر همین یک قلم بیچاره و درمونده ام که باور کنی ؟؟!!