ههی
سرگرمی این روزهای پسرک اینه که بره سر کشوی لباس های خودش یا
من یا باباش .. یکی یکی لباس های تمیز و تا شده رو در بیاره خیلی با حوصله و
جدیت بیاره بندازه توی ماشین لباسشویی ..
بعد که ماشین پر شد دست منو بگیره کشون کشون بیاره و بهم
بفهمونه که حالا اینو روشنش کن دور دور بزنه .. بعد من باید به زار و
بدبختی حواسشو پرت کنم که بیخیال ماشین بشه .. بعد یه وقتی که خوابه یا توی اتاقشه برم به داد لباسای بیچاره برسم .. حالا من خودم منزجر از لباس تا کردن و جابجا کردن !!!!!!!!
کلا به لباس حساسیت پیدا کرده هرجا لباس ببینه سریع توی ماشین ! نشستم روی مبل اومده داره به زور جورابمو در میاره می گم مامانی چیکار می کنی ؟ می گه هَ هی (به ماشین لباسشویی می گه هَهی آخه کارش که تموم میشه آخرش 5 تا سوت می زنه یا بقول پارسا می گه هَهی هَهی هَهی ... )
یعنی کم کم لباسای تنمونم باید تحویل آقا بدیم بندازه تو هَهی .. دیگه کی جرات می کنه لباساشو اینور و انور بندازه ؟؟
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و سوم اسفند ۱۳۹۰ ساعت 9:56 توسط وفا!
|