چندروزه بدجنس شدم .. یعنی مثلا قیافه برزخیم این روزا دوتا شاخ داره و یه دم با ابروهای گره خورده و چشمای تنگ شده .. نمی دونم چرا ..

دیشب گفتم برم بعد قرنی وضو بگیرم دو خط قران بخونم وضو گرفتم اما انگار با قران قطب همنام بودم دافعه داشت .. یعنی اگه تو این وضع اجل برسه چه آبرو ریزی بشه اون دنیا ..

قرانو بستم کتاب داستان گرفتم دستم حالا مگه خوابم می بره؟

از بس که پسرک ساعت سه خوابیده یه شبم که زود خوابید من خوابم نمی برد

هم آقای همسر هم موموشی مریضن .. آقای همسر که یه مریضی خفن و عجیب گرفته که خودش می گه سرخکه .. پارسا هم سرفه می کنه و دماغش آب می اد

مواظب خودم بودم که من مریض نشم توی این بی کسی که کسی نیست به دادمون برسه ..

الان که دارم می نویسم هم گلوم قلمبه شده هم دماغم آبچکون .. یه دستمال فرو کردم توی سوراخای دماغم یه شالم بستم دور کله و گلوم ..

خدا خودش بهمون رحم کنه 

خداکنه یه کم مهربون بشم ..

برم بخوابم راستی بدجنس چی می شه به انگلیسی؟