پسرکی
طوطی خونه ی ما الان یکسال و یک ماه و 23 روزه اس .. هر چی رو که می
شنوه یا خودشو یا آهنگشو تقلید می کنه .. گاهی که من و باباش داریم حرف می
زنیم و وروجک واسه خودش مشغول بازیه و سرش حسابی گرمه بعضی از کلمه ها ی
مارو تکرار میکنه .. هر بچه ای می بینه ذوق ذوق می کنه و می گه نی نی .. آهنگ اسم خودشو تقلید می کنه .. بهش می گم آب می خوری می گه آپاین یعنی آره اگرم نخواد می گه نه یا مثلا می گه به به
دیگه مامان و بابا رو قشنگ صدا می کنه تا یکیمون از میدان دیدش خارج بشیم تند تند صدا می کنه : بابا بابا بابا مامان مامان .. یا اگر باباش بره بیرون منتظر صدای ماشین می شه وقتی ماشین می ره می گه بفت
براش شعر حسنی بلا رو می خونم : حسنی میای بریم حموم ؟؟ سرشو تکون می ده و می گه نه نه سرتو می خوای اصلاح کنم ؟؟؟
صدای حیوونا رو هم که همچنان بلده .. هاپ هاپ .. بع بع .. جیک جیک ..
صدای الاغ که خیلی خنده داره نمی تونم بنویسمش .. صدای گاو رو دوست نداره و
نمی گه .
علاوه بر کلمه ها اغلب رفتار هامون رو هم تقلید می کنه .. مثلا اگر
ببینه ما گوشمون رو بخارونیم اونم با خوشحالی اینکارو می کنه اگر عطسه کنیم
ادامونو در میاره و می خند ه .. کلا فکر می کنه همه این کارا یه بازیه .. یه بار دید که من با دستمال یه جا رو تمیز کردم حالا هر جا پارچه یا دستمال گیر بیاره شروع می کنه به گرد گیری ..
دیگه با داشتن همچین آینه ی کوچولو و دقیقی که کوچیک ترین کارها و کلمه
های ما از نگاه و گوش تیزش پنهان نمی مونه باید خیلی مواظب رفتارمون باشیم .. کافیه یه بار ببینه دستمون رفت توی دماغ .. با خوشحالی دستشو می ذاره توی دماغش (نگید که اصلا تا حالا انگشت به دماغ نزدید ها)
بزرگترین علاقش توپه .. صبح که بیدار می شه هنوز چشماشو باز نکرده تند تند می گه اوپ اوپ و با انگشت کوچولوش نشون می ده ... شب هم که داره می خوابه اینقدر باخودش اوپ اوپ می گه تا خوابش می بره .. هرجا یه شکل دایره ای ببینه با هیجان به ما نشون می ده و می گه اووپ حتما هم باید بگم اره دیدم مامان اون توپه .. اگر تائیدش نکنم همین طوری می گه ..اون هفته رفته بودیم مطب دکتر روی میزش یه گل هایی شکل توپ بود تا از در رفتیم تو و نشستیم پارسا با خوشحالی اونا رو نشون می داد و می گفت اوپ اوپ دیگه دکتره کلی خندید از دستش ..
مدتیه که کل اسباب بازیش شده یه قاشق .. یدونه قاشق می گیره دستش توی کل خونه راه می افته عین این گنج یاب ها قاشقو به تمام سطوح می کشه .. به دیوار . زمین . فرش. درای چوبی. در ماشین لباسشویی . .....
یعنی دیگه بقیه اسباب بازی هاشو نگاه نمی کنه غیراز توپا که هرجا
پیداشون کنه می اندازه اونور .. از همه بیشتر هم دوست داره لبه ی فرش رو
بلند کنه قاشقشو بکشه زیر فرش .. به هر بدبختی باشه باید اینکارو بکنه دونه
دونه تمام فرشا و پادری ها و گلیم ها رو بلند کنه قاشقشو ببره اون زیر
بماله .. نمی دونم توی اینکار چه کیفی هست اما حداقل واسه من یکی خیلی خوبه
کلی به کارام می رسم چون خیلی سرش به این کار مهمش گرم می شه و مدتی با من
کاری نداره .. گاهی یهویی جیغش در میاد میرم می بینم قاشقش مثلا زیر فرش جامونده دیگه زورش نمی رسه فرشو بلند کنه برش داره کلا مسئله قاشقه ..
ورروجک دیگه همه جا هست .. زیر میز .. توی آشپز خونه کنار سطل اآشغال ..
لای مبل ها .. عاشق فشار دادن دکمه هاست .. در ماشین رو می گیره وایمسته
بعد تند تند دکمه هاشو فشار می زنه .. چند بار وقتی ماشین روشن بود و وسط
کارش بود رفت دکمه تقی زد خاموش کرد .. دیگه وقتی روشنش کنم باید باز از
اول بشوره این ماشین ما هم قفل کودکش موقعی که ماشین کار می کنه فعال نیست
فقط وقتی ماشین خاموشه قفل می شه که بقول آقای همسر چه به درد ما می خوره
؟؟!!
با وجود میز تلویزون بلندی که داریم یاد گرفته میز رو می گیره می ایسته روی پنجه هاش بلند می شه و تند تند دکمه های زیرشو می زنه ..
از وقتی که تونسته به تنهایی بایسته( وبلاگ خودش) روزی چند بار تمرین می کنه و تند تند واسه خودش دست می زنه از خوشحالی .. چند روز پیش که با تکیه به مبل ایستاده بود و کالسکه اش یک قدمی مبل بود دیدم یواش دستاشو از مبل جدا کرد و یک قدم کوچولو و لرزان تا کالسکه اش رفت و تندی کالسکه رو گرفت که نیافته .. توی دلم قند آب شد ..
اون سی دی های بی بی انیشتین که پارسال خریدم الان خیلی به دردم می خوره
.. بعضی از فیلماشو که توش نی نی زیاد داره پسرک خیلی دوست داره .. مخصوصا
سی دی دو یه فیلم داره first moves فکر کنم که کلی نی نی های مختلف رو
نشون می ده که راه می رن می شینن دست می زنن می رقصن و شعر می خونن و ....
پارسا خیییییییییییییلی اونو دوست داره .. اگر تلویزیون خاموش باشه اول
خودش کنترل تلویزیون رو عین ما می گیره دست کوچولوشو دراز می کنه سمت تی
وی گاهی می تونه روشنش کنه یعنی اتفاقی دستش می خوره به یه دکمه و روشن می
شه اما اگر نتونه زود میاره می ده به من و اه اه می کنه و تلویزیون رو نشون
می ده یعنی برام روشن کن .. بعد بدو بدو می ره کنترل پلیر رو هم میاره (می
دونه که فیلم نی نی با اون کنترل روشن می شه )و باز بعد از اینکه خودش
چندبار تلاش کرد و دید نمی تونه می ده به من و تلویزیون رو نشون می ده و می
گه نی نی ! یعنی بزن فیلم نی نی ها بیاد .. بعد با خوشحالی و رضایت می
شینه نی نی ها رو نگاه می کنه و گاهی هم عین کارایی رو که می بینه انجام می
ده .. مثلا نی نی توی فیلم چهار دست و پا می ره پارسا هم تند تند می ره ..
نی نی سرسری می کنه پارسا هم می کنه ..
تازه چون توی سی دی همزمان با هر کاری لغت انگلیسی شو هی تکرار می کنه پارسا هم بهش عادت کرده مثلا اگر بهش بگم shake زود سرسری می کنه .. بگم clap دست می زنه ..