دیروز بالاخره از زور کمر درد سوزش مهره های پشتم و درد و تیر کشیدن مفاصل انگشتای دستم که تقریبا دستامو از کار انداخته و به اصرار آقای همسر رفتیم پیش دکتر .. آقای دکتر هم با یک عالمه عکس و آزمایش و ام ار ای ما رو روانه منزل کرد ..

از روی علائمی که دستم داشت برام آزمایش روماتیسم نوشت .. منم از اون موقع رفتم روی مخ آقای همسر که آدم که روماتیسم بگیره چی می شه و کی میمیره و آیا فلج می شه و حتما خوب نمی شه مگه نه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

فکر کن رفتم بعد نماز صبح بیدارش کردم سوالات پزشکی مو ازش پرسیدم نذاشتم بنده خدا بخوابه طوری که احتمالا توی دلش آرزو کرده که کاش پزشک نبوده و الان می تونست یه کمی بخوابه ...