امروزانه
براش شیر درست کردم گذاشتم دهنش و اومدم سر کامپیوتر .. خودش توی خواب از دستم می گیره و می خوره تا آخرش هر جا هم اگه وسطش سیر بشه در میاره و پرتاب می کنه یه طرفی و می خوابه
فهمیدم که اصلا خوشش نمیاد من پای کامپیوتر بشینم .. باباشم همین .. همچین که ببینه یکیمون اینجاییم الکی غر می زنه یا میاد کنارمون هالیمون میکنه که براش اصفهانی بذاریم در ضمن گوش کردن هم باید اون شکلای متحرک عجیب غریب که مدیا پلیر داره رو تماشا کنه و این یعنی که ما باید کامپیوتر رو بی خیال بشیم
عاشق اذان و دعاهای قبله اذانه وقتی داره گوش میده نباید ما حواسشو پرت کنیم .. چنان با دهن باز و چشمای گرد شده محو تلویزیون می شه که نگو .. تموم که می شه تازه پلک می زنه .. باباش هم برامون ربنای شجریان دانلود کرده قبل افطار می ذاره اونم خیلی دوست داره .. یکی دوبار دیدم صداشو نازک می کنه و مثلا ادای خوندنشو در میاره .. ولی تا می بینه ما داریم نگاهش می کنیم خجالت می کشه و بیخیال میشه ..
دیگه کم کم باید یه وقتی نماز بخونیم که پارسا سرش جایی گرم باشه وگرنه باید به قول آقای همسر نماز وحشت بخونیم .. وقتی می ریم سجده فقط مثل وروره یه ذکر مختصری بگیم و زود پاشیم تا سرمون مورد اصابت لبه های تیز روورئککک با سرعت 120 قرار نگرفته .. مابقی نماز رو هم که جلوی پامون ایستاده یا با روروئکش می ره روی مهر عین این راننده ها که از تو آینه نگاه می کنن می خوان دنده عقب برن ازون لای روروئکش نگاه می کنه با دقت فرمون می ده تا پای کوچولوش برسه به مهر .. بعد اونو با پاش می کشه می بره با خودش یه جایی که دستمون هم نرسه بعد مام هی باید بلند بلند الله اکبر بگیم که شخص ثالث بیاد به دادمون برسه و یه مهر بده بریم سجده
سجده هم می ریم میاد تپ تپ خمیر می زنه روی پشتمون ..