باشگاه بدن سازی ...
به این صورت که برای تقویت عضلات پا روزی چند نوبت من و آقای همسر پسرک رو با تشک و بالش و پتوشون می ذاریم روی پاهامون و به مدل گهواره ای حدود نیم ساعت الی یک ساعت تکون تکون می دیم که البته بنا به احوالات ایشون عین این ترد میل ها سرعت و شتابشو تنظیم می کنیم که حضرت والا احساس راحتی کنن و خوابشون ببره ...
برای تقویت عضلات کتف.. پشت .. آرنج.. ستون فقرات و پاها یک ورزش داریم به اسم پیاده روی با وزنه که اینجا هم منظور از وزنه همون حضرت والا هستن که روی ساعد ما سوار می شن و در حالی که ما خونه رو گز می کنیم ایشون با دقت به اطراف نگاه می کنن که ببینن همه چی خوبه .. درسته .. سر جاشه یا نه!! اون وسط ها هم ممکنه مهندس ناظر خوابشون ببره و همچین هیکل مبارک رو شل می کنن که عن قریبه استخوان ساعدمان بشکند .. وقتایی هم که بیداره گاهی حال می کنه که چونه شو هی دنگ دنگ بزنه به سر شونه های ما و باید مواظب باشیم که چونه ی مبارک درد نیاد در ضمن این تفریح !!
یه تریپ دیگه هم که تازه یاد گرفته و باهاش حال می کنه (اینو مامان بزرگ محترم یادمون داده که از کت و کول نیفتیم ) خوابیدن توی کالسکه اس که این ورزش نیز به نوبه ی خود برای تقویت عضلات ران ها .. زانوها .. مفاصل و مخصوصا دست ها مفیده .. حضرت همایونی رو می ذاریم توی کالسکه و اونقدر توی خونه و توی تمام اتاق ها راه می بریم تا اینکه خوابشون ببره ... اگر هم خدای نکرده اون وسطا در راه بردن مرکب همایونی یک وقفه ای پیش بیاد چنان دادی می زنن که حساب کار دستمون بیاد ...
این وسط ها البته کلاس آواز و تقویت صدا و لالایی خونی هم براهه ...
خلاصه خواستین بیاین عضلاتتون رو قوی کنید ما شدیدا استقبال می نماییم
الان هم حضرت والا توی کالسکه خوابیدن و من باید عین دزدا همه کارامو بی صدا انجام بدم تا به خواب همایونی برنخوره

این هم حضرت والا در خواب همایونی سوار بر مرکب همایونی !!
یهنی آخر شب با یک مشت عضلات ورزیده و استخوان های خورد و خمیر شده خودمو پهن می کنم روی زمین و همچین به صدای دل انگیز استخوان ها و مفاصلم گوش می کنم که نگو
آقای پدر هم دست کمی از من نداره . .. در راستای تجهیز باشگاه قراره یکی ازین آغوش هابخریم تا کلا کتف ها و دست هامون از کار نیافتاده !!
کلی لباسای همایونی که زحمت کشیدن و توش جیش کردن و یک عالمه کهنه های آغشته به فیوضات همایون توی حمام تلنبار شده که سعادت شستنشو به ما دادن و موندم کی برم سراغشون
آقای همسر برای پسرک سربند یا حسین (علیه السلام ) خریده .. شستم گذاشتم روی بخاری خشک بشه ..

..................................................................................................................
آقا امام حسین .. پسرم به فدای یک موی علی شیر خواره ات .. معرفتت را در این روز ها روزیمان کن ..
بفهیم که برای چه کسی گریه می کنیم ... تو را به ردای امامتت قسم .. کمک کن حق را گم نکنیم ..
کمک کن اگر حق را دیدیم از کنارش نگذریم ... کمک کن استوار باشیم در حقیقت ... کمک کن که تنها به سر بریده و گلوی پاره شده نگرییم .. به حقیقت کشته شده گریه کنیم ..
کمک کن آقا .. روزگارمان غبار گرفته است .. می ترسیم .. تنهاییم .. تنها نمی توانیم .. تو امامی .. ولایت ما بر عهده ی توست .. دستمان را بگیر حتی اگر یادمان رفته به طلب حق درازشان کنیم ...