• مامانم دیروز رفت.. یه سه - چهار روزی پیش ما بود و خیلی این روزا واسه من خوب بودن... یک سره هم راه رفت و کار کرد و شست و دوخت و مرتب کرد و تمیز کرد.. هر چی هم من گفتم نکنید لطفا گفت تو حرف نزن بشینم حوصله ام سر می ره ... دستش هم درد نکنه.. خیلی خوبه که آدم مامان باشه و بعد بره خونه بچه اش بعد دل بچه اش این همه شاد بشه ... خدا همه مامانا رو و بابا ها رو حفظ کنه ...
  • دست آقای همسر هم درد نکنه که سنگ تموم گذاشت در مهمان نوازی....
  • امشب رفتیم فیلم آل رو دیدیم که به نظر من می تونست جالب تر تموم بشه ...چون به نظرم ارزش سینما رفتن رو نداشت داستانشو یه کم می گم واسه اونایی که ندیدن.. همون آقای یوزارسیف نقش اولشه که زنش تازگی باردار شده و خودش هم یه  پسره  شدید خرافاتیه ... می ترسه که آل بیاد سر زنش بلائی بیاره یا بچشو ببره ... به همه هم خیلی زیاد بدبینه ... کلا با همین اخلاقش و کارای احمقانش خودش گند می زنه به زندگیش و بچه رو هم از دست می دن .. همین !   
  • امروز سر ناهار یکی از دندونام از وسط شکست و نصف شد و افتاد  ... خیلی غصه می خورم ... تو ی ماهای اول که حالم از مسواک زدن بهم می خورد و در ادامه که نتونستم شیر بخورم و خود عوارض بارداری باعث شده که دندونام داغون بشن .. چندتا از دندونای جلوئیم هم مثل اسید خورده شدن دارن تحلیل می رن ... من کماکان غصه می خورم .... باید یه سری به دندون پزشکی بزنم تا دیر نشده و بی دندون نشدم ... ترجیح می دم اون دندون پزشک دوستم یگانه باشه !!
  • یک سوال
  • کسی هست که بتونه درباره پذیرش گرفتن از دانشگاه های اروپا یا ترجیحا استرالیا اطلاعاتی بده یا کمکی کنه؟ شدیدا به کمک فکری و اطلاعاتی نیازمندم ...
  • سیستم نظر دهی بلاگفا هم که تعطیل تشریف داره ... تازه شنیدم پرشین بلاگ رو می خوان بفروشن ... حالا خوبه ما یه بار در سال یه سوال کردیم و کمک خواستیم ... شانس از ابرا می باره گاهی !!!!