درباره ی نی نی !
- اول سلام
- دلم می خواد اینجا یه کم ی از نی نی مون بنویسم . .. آخه روزا دارن تند تند می گذرن و دلم می خواد یه خاطره ازشون داشته باشم هر از گاهی ...
- الان تقریبا ۲۱ هفته اس که نی نی همراه ماست.. هرجا که من و آقای همسر هستیم نی نی هم هست .. تند تند هم داره گنده می کشه ... دکتر می گفت مامانا از هفته ی ۱۸ م ی تونن تکون های جنین شونو احساس کنن اما این اتفاق از اوایل هفته ی ۱۶ برای من افتاد و نی نی چنان تکون هایی می خورد که گاهی منو از خواب می پروند .. دکترم گفت که صدای قلبشم خیلی با قدرت و تند تنده .. گفت حالا که اون تو هست این قدر ورجه وورجه داره فکر کن بیاد بیرون چه شود؟!!!!
- خوب اینم از عدسی که حالا دیگه چند ده برابر یه عدس شده .. واسه خودش همه چی داره ... گاهی که با آقای همسر دربارش حرف می زنیم نمی دونم چطوری این اتفاق عظیم و عجیب رو هضم کنم .. اینکه خدا داره همین نزدیکی ها یکی از بنده هاشو خلق می کنه ... با صبر و حوصله خداییش آروم آروم از هیچی داره یه انسان به وجود میاره.. و همه اعضایی که من و شما داریم براش می سازه ... فکر کردن به این معجزه عظیم ناخودآگاه آدمو به تحسین و تسبیح اون ذات بی نهایت وادار می کنه ... باخودم فکر می کردم برای خدا کاری نداشت که ظرف چند ثانیه و یا توی یه چشم به هم زدنی یه انسان رو به وجود بیاره اما این کارو در کمال صبر و در زمان چندین ماه طول می ده شاید تا ما وقت فکر کردن در این اعجاز بزرگ الهی رو داشته باشیم ...
- خدا پدر و مادر این خارجی ها رو بیامرزه که اینقدر این پدیده ها براشون مهم بوده و رفتن دنبالش و ما الان می تونیم با زدن یه دکمه بریم توی سایتاشون و انواع فیلم ها و اطلاعاتو از لحظه لحظه ی اتفاقایی که داره برای جنین می افته پیدا کنیم... گاهی اون خانومی که رو فیلما ی بی بی سنتر حرف می زنه چنان با هیجان از رشد باور نکردنی بچه می گه که آدم اشک جمع م ی شه توی چشماش.. نمی دونم این اشک از کجا میاد
- وقتی فکر کنیم می بینیم اونا هستن که دارن مو به مو به قرآن ما عمل می کنن ... چقدر توی قرآن به ما توصیه شده در خلقت انسان مطالعه کنین .. در خلقت زمین و آسمان دقت کنین ... خدائیش کجای دنیا دیدین که مسلمونا برن دنبال اینکه حقیقت هر پدیده ای چیه؟ اما اونا چقدر صبرو حوصله و پشت کار دارن برای پیدا کردن رموز هستی ...
- اونوقت مام با خوشحالی حاصل زحمات اونا رو توی مستند های تلوزیونی محشری که می سازن نگاه می کنیم و تهش می گیم اااااااااااااااههههههههههههههههههههه چه باحال ... ... یاد حرف امام علی می افتم که مبادا دیگران در عمل به قرآن از شما پیشی بگیرن!!!!!!!
- فکر کنم قرار بو داز عدسی مون بنویسم !!!!
- تهرانم بهمون خیلی خوش گذشت .. کاش می شد بیشتر بمونیم ... اما به خاطر کلاس زبان من نشد و برگشتیم .. خدا مامان و بابا هامونو برامون حفظ کنه ..همه مامان و بابا ها رو که آدم در کنارشون احساس امنیت و آرامش می کنه ...
+ نوشته شده در جمعه چهاردهم خرداد ۱۳۸۹ ساعت 9:14 توسط وفا!
|