بالاخره کلاس هم تموم شد ... راحت شدم.. فکر کنم اونام همین احساس رو داشتن که از  دست من راحت شدن ...

ترم بعد دیگه من معلمشون نیستم ..

امروز رفتم با اون خانومه که مثلا سوپر وایزره اینجاس حرف زدم .. گفتم لطفا رک و راست به من بگین چرا برای من یک کلاس می ذارین برای دیگران ۴-۵ تا ؟

می گه آخه اونا زبان خوندن تو زبان نخوندی .. می گم پس براتون بازده کار مهم نیست مدرک مهمه دیگه .. می کنه نه !!!!!!!!!!!!! اما تو تجربه زبان درس دادن نداری .. دلم می خواست بگم که مگه اون داره؟ اونم اولین باره که داره درس می ده دیگه .. دیگه جوابی نداشت همون حرفا رو تکرار می کرد می گفت که تو اصلا چرا خودتو مقایسه می کنی کار درستی نیست هر کس جای خودشه ... می گه اون آقایی که اومد و ازتون تی تی سی گرفت درباره ی تو گفت که بهت کم کلاس بدیم اما به خانوم فلانی زیاد !!!!

البته هیچ تعجبی نداره.. از روز اول اون آقاهه ازینکه من با چادر رفتم سر کلاسش هم تعجب کرد هم بدش اومد..دوست داشت سر چیزای الکی با دخترا بگه بخنده مثلا سر اینکه چند سالشه با همین خانوم همکار ما شرط بسته بود که برن شام بیرون!! البته این خانومه هم متاهله ها ! من اهل این بگو بخند ها نبودم .. آخر کلاس همین خانوم همکار شروع کرد به اینکه این دوره ی سه روزه خیلی عالی بود ه و ازینکه این سعادتو داشته که سر کلاس اون باشه خیلی خوشوقته و اینا  و خوب من مسلما ازین عادتا ندارم و نداشتم . .. اون با اینکه فوق لیسانس زبان داشت به قول خودش نمی دونست چه چیزای قابل شمارشن چه چیزایی نیستن و وقتی رفته بود امتحانی درس بده توی این قضیه مونده بود اما با کمال اعتماد به نفس داشت یه چیز غلطو درس می داد ..

واقعا می شه آدم جایی کار کنه و خودشو با همکارش مقایسه نکنه ؟ اصلا اگر مقایسه نباشه هیچ پیشرفتی هم نیست ..

اما همینه .. می دونم که کشور ما همه جاش همین طوریه .. باید حسابی زبون داشته باشی .. حتی اگر می دونی که در یک حدی نیستی مهم نیست مهم اینه که اعتماد به نفس در اون حد داشته باشی.. مدام از خودت تعریف کنی و جایی هم که لازمه از دیگرانی که قراره تو رو ارزیابی کنن تعریف کنی ... اگر اشتباه کردی زود بندازی گردن دیگران .. مثل همین خانوم همکار که یکبار شنیدم درباره ی اونایی که از کلاسش اعتراض داشتن  می گفت که آدمای اعصاب خورد کن و انرژی منفی هستن و جو کلاسو خراب میکنن... اگر همچین آدمی باشی همه جا جا داری .. تند تند پله ها ی ترقی رو طی می کنی .. دلم می خواد برم جایی که یه حساب کتابی باشه .. که آدما طبق ارزش ها و استعداد ها و توانائی هاشون ارزیابی بشن نه زبون چرب و پارتی کلفت ...

امید وارم اگر جایی از دنیا هست که اینطوریه مام بتونیم بریم اونجا .. کشور ما که تا بوده همین بوده و همین هم خواهد بود!