سلام.. ما با شیراز خداحافظی کردیم .. الان تهران هستیم.. تا حالا ۷ روز از ماه رمضون گذشت.. من که احساس نکردم با قبل از ماه رمضون فرقی کرده باشم.. امروز آقای همسر کمی از من ناراحت شد.. چرا؟ آخه من زیاد حرفای نا امید کننده می زنم.. با اینکه آقای همسر پزشکه و می دونم که آینده ی خوب و روشنی داره و خیلی ها غبطه ی اینو می خورن که همسر من پزشکه( این کاملا از رفتار های آدمها و حتی گاهی از دلسوزی هاشون معلومه.. ) اما گاهی خسته می شم.. بیشتر ازینکه جای مشخصی نداریم..

اوضاع این مملکت ما هم که واقعا جالب و اسف باره.. اگه پدرت کاره ای باشه و یا پارتی های خوبی داشته باشی جاهای خوب مال شماست.. وگرنه کلات حسابی پس معرکه اس.. اگر پدرت یک آدم معمولی باشه و دنبال پست و مقام نرفته باشه همه جوره سرت کلاه رفته.. نمونش پسر خالم.. بیچاره یکسال داره برای سربازیش دوندگی می کنه.. هرجا می ره میگه پدرم بازنشته آموزش پرورشه بهش می خندن.. بعضیا که صادقانه بهش می گن پسر جون برو یه پارتیی جور کن واسه خودت..

بی خودی نیست که تو این کشور ملت برای رسیدن به پست و مقام خودکشی می کنن.. مثل همین وزیر ک*ش*و*ر جدید که به هر زوری برای خودش مدرک تقلبی جور کرد تا به اینجاها برسه.. لازم به ذکره که این آقا مال روستاهای اطراف ساریه و در ساری آدمای زیادی هستن که از سوابق سوئ اخلاقیش خبر دارن و صداشون در نمی آد..

حالا که مدرک اوشون رفت زیر سوال ریسس مملکت براحتی می گی اصلا مدرک ورق پاره اس.. مهم نیست.. یکی نیست بهش بگه آخه اح.. این همه ملت به هزار زحمت درس می خونن بعد تو می گی ورق پاره.. فقط به خاطر اینکه از یک آدم فاسق حمایت کنی.. خدا همتونو جمیعا !!!!

تو خونه ما عقیده آدما اینه که مملکت هر جوری هست باید باهاش ساخت.. آدم نباید هی غر بزنه.. باید خودشو وفق بده.. اما من و آقای همسر با این طرز فکر مخالفیم.. اگر قرار بود اینطوری باشه چرا انقلاب شد.. خوب ملت باید با نظام قبلی می ساختن و خودشونو وفق می دادن دیگه.. آدم که نباید بشینه هر بلایی سرش میارن نگاه کنه و خفه بشه.. اونایی که حکومت می کنن هیچ برتری به ما ندارن.. فقط مسوولیت بیشتری رو قبول کردن.. خدا هم گفته اگر نشستید و کاری نکردید هر بلای که سرتون بیاد توش مقصرید.. تر و خشکتون باهم می سوزه..

آخه وقتی جوونایی که برای رفتن به دانشگاه و درس خوندن زحمت کشیدن چون پارتی ندارن و پدرشون وزیر و وکیل نیست دنبال کار بدو اند .. بعد آقای وزیر امور خارجه تقریبا تمام فامیل های دور و نزدیکش رو اعم از تحصیل کرده و نکرده و بازاری و غیره و حتی تمام فامیلای زنشو بذاره تو وزارت خونش اونم بعنوان سفیر و مشاور . ..

بعد امثال منم بشینیم تو خونه قورمه سبزی بپزیم و برنامه های آشپزی رو نگاه کنیم و باشگاه بریم و دلمونو خوش کنیم که مملکت رو دولت کریمه داره اداره می کنه..

خیلی عصبانی ام.. از این همه بی عدالتی.. ازینکه برادرم با رتبه ۵۰۰۰ جایی قبول نمی شه و پسر همسایمون چون عموش نماینده مجلسه مهندسی برق دالقوز آباد قبول می شه و میاد دانشگاه تهران..

ازینکه پسر خالم که بهترین دانشگاه دولتی با معدل عالی فوقشو گرفته هزار جا تقاضا داده همه ردش کردن چون معرف ( همون پارتی) نداشت و دختر فلان مشاور وزیر هنوز از دانشگاه آزاد فارغ التحصیل نشده کارش توی دانشگاه رزوه..

از مسوولینی که اول به فکر محکم کردن جای خودشون هستن بعدم درست کردن کار برای تمام اعضای خانوادشن.. اگر تهش چیزی موند برای یکی دو نفرم نامه میدن که بتونن بگن ما کار درست کن مردم هستیم..

دعا می کنم که توی دنیا هم خیر نبینن.. آخرت رو که مطمئنم..

ببخشید دوست جونای گلم.. سرتونو درد آوردم.. واسه همه دعا کنید.. مخصوصا مریض ها.. 

راستی حالا حالا ها از آشپزی خبری نیست.. چون ما فعلا خونه مستقل نداریم و خونه مادر پدر هامون مهمونیم.. اونم از نوع ناخونده!!!

دعام کنید دوستای گلم که زودتر جا پیدا کنیم و بیام دوباره از آشپزی هام بنویسم!!!